آخرین اخبار سایت

دانلود نرم افزار آموزش تصویری تجوید قرآن کریم  

در این نرم افزار اسلامی شما آموزش صحیح تجوید و تلفظ قرآن را خوهید آموخت .قابل ذکر است که این نرم افزار تقریبا ۲۶۷ مگابایت میباشد پیامبر اسلام می فرمایند : هـیـچ زن و مرد مؤمنى از آزاده و برده نیست، مگر اینکه از طرف خداوند بر او حق واجبى است و آن این است که باید (به اندازه توانش ) قرآن بیاموزد. . قصد داریم در راستای اعتلای فرهنگ قرآن کریم دست به کار آموزش این کتاب زندگی ساز شویم. این مجموعه بصورت متحرک سازی شده و به شیوه ای جذاب ،تجوید مقدماتی ق

ادامه مطلب  

گویندگان مینی سریال روزگار تریفیدها (2009)  

The Day of the Triffidsکارگردان : نیک کاپوسمحصول : 2009 - بی بی سی 1 انگلستانبودجه ساخت : 15 میلیون دلارژانر : ساینس فیکشن (علمی تخیلی)شمار قسمت ها : 2مدت زمان هر قسمت 90 دقیقه بود یعنی مجموعا 180 دقیقه زمان کل این مینی سریال بوده است در ایران بصورت فیلم سینمایی 144 دقیقه ای پخش شد .داگاری اسکات / بیل میسن / بهرام زندجولی ریچاردسون / جو پلیتون / بانو شراره حضرتیادی لزارد / تورنس / شایان شامبیاتیبرایان کاکس / دنیس میسن / حسین عرفانیجن مورای / سوزان / بانو رزیتا یاراحمد

ادامه مطلب  

گویندگان فیلم مادر خوانده (1998)  

Stepmomکارگردان : کریس کلمبوسمحصول : 1998 - امریکابودجه ساخت : 50 میلیون دلارفروش : 159 میلیون دلارمدیر دوبلاژ : بانو زهره شکوفندهموسسه تصویر دنیای هنر(با سپاس از اقای کلانتر)=============================Julia Robertsجولیا رابرتز / ایزابل کلی / بانو زهره شکوفنده Susan Sarandonسوزان ساراندون / جکی هریسون / بانو الیزا اوارمیEd Harrisاد هریس / لوک هریسون / بهرام زندJena Maloneجن مالون / ان هریسون / بانو رزیتا یاراحمدیLiam Aikenلیام ایکن / بنجامین هریسون / بانو مژگان عظیمی=============================لین وای

ادامه مطلب  

امامزادگان اردهین  

مقبره امامزاده جنت بانو(ع)در فاصله تقریبی پنجاه متری وغربی امامزاده محمدباقر(ع) واقع شده است.بنای قدیمی وخشتی امامزاده جنت بانودوسه سال پیش بااقدام مسولان اوقاف استان وبخشداربزینه رودتخریب شدولی بازسازی آن نیمه کاره رهاشده است ولی بنای خشتی آرامگاه امامزاده محمدباقر همچنان باقی است که به شیوه ی گنبدی -طاقی است که درنوع خودزیباست ولی متاسفانه بنای گنبدی امامزاده جنت بانو که تخریب شده است ،بعلت عدم استفاده از کارشناسان درمرمت آثار باستا

ادامه مطلب  

رباعیات خیام  

این روزا مدرسه ما و بچه ها یک شور و حال دیگه دارهدو سالی هست که تو شهر ما جشنواره رباعیات خیام برگزار میشهبه این صورت که 40 رباعی مشخص شده توسط اداره به مدارس فرستاده میشهو بچه ها رباعی هارو  از حفظ می کنن و در هفته سوم اردیبهشت همه بچه ها با مربیان در آرامگاه خیام جمع می شوند و به نوبت اشعار حفظ شده رو میخوننبچه ها رباعیاتو خیلی دوست دارن و تلاش برای خوندن و از حفظ شدن میکنن بچه های من از روز شنبه تا امروزسه رباعی رو از حفظ کردن و من بی نهایت خوش

ادامه مطلب  

چهار فصل انتظار ...  

چهار فصل است که انتظار موج می زند در من
در این ساحل ...
اینجا پیوند ها به وسعت آسمان و دریاست
به زلالی یک رنگ
آبی ...بهار می گوید ساحل دل های سنگی سبز نمی شود
بیا بانو ...
من به وسعت لحظه هایی که در دیدار من نیستی حسودم ...
بیا بانو ...
دریا کلافه از دیدار من ،
کابوس من می بیند ...
بانو از حرف بهار می ترسم
وقتی جشن جلبک ها ساحل چهار فصل را سبز کرده ...

ادامه مطلب  

کوزه های خالی  

ما اکنون، به ظاهر برای کسی بیگاری نمی کنیم، آزاد شده ایم، بردگی برافتاده
است. اما به بردگی ای بدتر از سرنوشت تو محکوم شده ایم. اندیشه ما را بَرده
کرده اند. دلمان را به بند کشیده اند و اراده مان را تسلیم کرده اند، و ما
را به عبودیتی آزادگونه پرورده اند و با قدرت علم، جامعه شناسی، فرهنگ،
هنر، آزادیهای جنسی، آزادی مصرف و عشق به برخورداری و فرد پرستی، از درون و
از دل ما، ایمان به هدف، مسئولیت انسانی و اعتقاد به مکتب او را پاک برده
اند. و اکنون بر

ادامه مطلب  

افسردگی باردارانه  

فک کنم افسردگی دوران بارداری گرفتم.همسر بهم می خنده و می گه اون افسردگی بعد از زایمانه افسردگی بارداری نداریم.پس چرا انقدر اعصابم  الکی و بی خودی خورده؟ چرا انقدر دلم تنگه؟چرا همش دلم می خواد بشینم و زار زار گریه کنم؟چرا همه ی کاسه کوزه ها رو سر همسر بیچارم می شکنم؟چرا فقط زورم به اون بنده خدا می رسه؟ اصصصصن یه وضی

ادامه مطلب  

 

    از تذکره الاولیاء عطار نیشابوری : نقل است رابعه روزی مریض شد ، علت بیماری را پرسیدند ، گفت : در سحر گاه دل من به بهشت میل کرد و دوست سرزنشم کرد ، علت بیماری خشم دوست است . مالک دینار گفت : نزد رابعه رفتم ، او را دیدم که با کوزه ای شکسته که از همان آب می خورد ، وضو هم می گرفت و فرش زیر پایش ، حصیری کهنه بود و بالش او خشتی .

ادامه مطلب  

سکوت شکسته  

سکوت مندر شکستن قلب برگ هنگام جدا شدن از شاخه درختهنگام شکستن آبه داخل کوزه , بر روی شانه ای دخترک روستاییبه هنگام ترک خوردن حوض سیمانی با قطرات اشک آسمانی ...بارانبه هنگام نوشتن درد لخت کویر بر پشت پلک خیس چشمان آبی دریا شکسته است 

ادامه مطلب  

پیامک هایی که ....  

چند وقتی بود همه فقط نائب الزیاره اش بودند.حرم کریمه ی اهل بیت و حرم امام خوبیها و او اشک ریزان فراقاما آخر وصال او هم رسید. نماز مغرب و عشاء و لحظه ی تحویل سال در حیاط مسجد اعظم.مسجد بالا سر بانو ....اینکه چرا ادب رعایت  نشد و پایین پای بانو نرفت، دلیل دارد و آن هم این بود که مسجد اعظم نزدیک ترین مکان بود به محبوب.درست است نشد بر سر مزارش حاضر شود اما عطر حضورش همه جا پیچیده بود.دعوت ها یکی پس از دیگری به اجابت رسید.مسجد جمکران، حرم شاه عبدالعظیم

ادامه مطلب  

تسلیت باد شهادت بانو فاطمه زهرا (س)  

تو ستون استحکام عرشی بانو! این‌گونه بر زمین نیفت!برخیز؛ وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد. برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو اتکا دارد.برخیز! همه زخم‌هایت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را برای خویش به گور ببرد.هنوز
باید باشى. هنوز اسلام نیازمند خطبه‌های توست. هنوز امیرالمؤمنین علی(ع)
انقلاب و غیرت فاطمى تو را پشتوانه خویش می‌خواهد. برخیز و با همین
نیمه‌جان مجروح، با همین پیکر زخم‌خورده در کوچه‌های شهر جاری شو..

ادامه مطلب  

کوزه شکسته  

سلام به همگی امروز یه متنی رو اینترنت خوندم خیلی خوشم اومد گفتم واستون بذارم شاید شما هم خوشتون اومد:یک پیرزن چینی دو کوزه بزرگ داشت که آنها را آویزان بر دو انتهای یک تیرک چوبی بر دوش خود حمل می کرد .یکی از کوزه ها شکسته بود در صورتیکه دیگری سالم بود و همیشه آب داخل آن به طور کامل به مقصد می رسید .طی مسیر طولانی بین چشمه تا خانه نیمی از آب کوزه شکسته بر زمین می ریخت .به مدت دو سال هر روز این اتفاق تکرار میشد و زن همیشه یک کوزه و نیم ، آب به خانه می

ادامه مطلب  

 

شبیه منقلی هستم درون شعله های تبکه با هر شعله میرقصند مار و افعی و عقربنمیدانم چه تقدیریست بر پیشانی این لب.. که دارم غصه های خورده را قی میکنم هر شبمامان بانو اسیر چینگ چشماتم چرا ماتن؟دو تا نیلوفر آبی که تو تالار پلکاتن!عروسیه مامان بانو ولی تالارشون گوره!منم دامادشو رختم کفن با عطر کافورههوا سرده صدای ضجه ی بارون میاد بیروندرو وا کن بذار بارون بیاد تو سردشه بارون!تو مغزم مورچه ها با هم شرو کردن با راه رفتن!زمین داغه یکی زیر زمینو کم کنه لط

ادامه مطلب  

آموزش سبزه کوزه ای  

 
سبز کردن تخم شاهی روی کوزه سفالی
 
روی یک کوزه سفالی یک جوراب زنانه بکشید ؛ تخم شاهی را به مدت4 2  ساعت درون اب قرار دهید تا لعاب بیاندازد سپس با دست یا قلمو تخم شاهی را از سمت پایین به بالا روی جوراب بکشید.
 
کوزه اماده شده را درون یک سینی قرار داده و داخل کوزه آب بریزید ؛ پس از 3 روز تخم‌شاهی‌ها جوانه زده و کم کم ریشه دار میشوند و طی 1 هفته سبز خواهند شد.
 
درون کوزه باید همیشه پر آب باشد و ظرف زیر کوزه نیز هر روز باید خالی شود ؛ میتوانید برای زی

ادامه مطلب  

وفات حضرت معصومه(س)  

السلام علیک یا فاطمه معصومه(س)از انجمادزمین میرهانیم بانو...به سمت آینه ها می کشانیم بانو...دلم...به پنجره هایت دخیل می بنددشبی که منتظر مهربانیم بانو...وفات شهادت گونه حضرت معصومه(س)تسلیت باداللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واهلک اعدائهم اجمعینالتماس دعا

ادامه مطلب  

یک نفر هم برای نجات من کافی است  

مردی که تلو تلو می خورد، مدام از زاویه نگاهم پرت می شود. زیگزاگی راه می رود. دهان کف کرده اش را می بینم و در این اندیشه که؛ آیا طبیعی است؟اتوبوس می اید، راننده درش را می بندد و به مرد میان سال که دارد به سوی اتوبوس می رود، می گوید:  «تا ده دقیقه دیگر می آیم. منتظر بمانید »ذهنم را بد جوری به قدم هایش گره زده است. مرد برای لحظه ای از نگاهم پرت می شود. یک آن سرم را می چرخانم. نگاهم مردی را می بیند که بر روی زمین دراز کشیده است.همان مرد است. به سوی او می ر

ادامه مطلب  

بانو ...  

آسمان هم امروز بغض دارد بانو...
سنگین است
سنگین است هوای شهر
سنگین است نفس هایی که در سینه نمی داند باید برود یا بماند
سنگین است ردپاهای بجا مانده
که ما ان ها را ندیده ایم ولی شنیده ایم.
شنیدنش که این قدر درد دارد،
دیدنش...
بمیرم،
بمیرم برای سنگینی بار این غم بر شانه های مولا،
بانو
آن قدر این بغض در گلو مانده سنگین است
که توانی نمی ماند برای گفتنش.
کلمات قاصرند
چگونه این حجم عظیم درد را کلمات بتوانند بازگو کنند؟
حجم این درد را
فقط علی می داند و چا

ادامه مطلب  

حالا فکر می کنم که می آیی ..  

مرگ را به رودها سپردماصلا شاعر بی مشاعر به چه کار مرگ می آید ؟او که نباشد چه کسی هر شببا یک بغل ترانه و دلی دیوانهبه سراغ خاطرات پاک تو بیاید؟می ترسیدم زبانم لالنگاهت در پس دروازه ی جدایی جا بمانداما انگار برف های فاصله از حرارت حرفم آب می شوند ..حالا فکر می کنم که می آییمی آیی و به ها گفتنم می خندی ! بانو .. { یغما گلرویی }

ادامه مطلب  

آن قبر که در مدینه شد گم پیدا شده در مدینه ی قم  

از انجماد زمین می رهانیم بانوبه سمت آیینه ها می کشانیم بانودلم به پنجره هایت دخیل می بنددشبی که منتظر مهربانیم بانومگر برای دلم عارفانه میخوانیکه روبروی خدا می نشانیم بانوتمام خانه ات از عطر یاس لبریز استبه مرز عشق و جنون می رسانیم بانوشما کریمه ترین مریم کویر قمیسروش لحظه ی بی هم زبانیم بانوامشب شب شهادت خانم حضرت معصومه سلام الله علیهاست .هیات در حال تدارک شام شب شهادت بی بی است و بوی  خوش غذایی که به اسم خانم در حال آماده شدن است از پشت د

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه تسلیت باد  

ماهی قرمزه این تنگ بلور غمگین نباشمن ! جای تو هم مشکی میپوشمجای تو هم اشک میریزمغمگین نباش شه ماهی نوروزممن جای تو همغم فاطمه دارمگرچه نه مثل ایشانم نه لایق تشابهاما ...خود را مدیون بانو میدانمتو خیالت راحت جای تو هم عزادارم ...

ادامه مطلب  

من ماهی عشق نورم ...  

نشسته ام پای جانماز ...
و به ماهی های عشق نور فکر میکنم ...
به آنها و سرگذشتشان ...
شب که میشه به سطح آب نزدیک میشن و وقتی صیاد.... نور بالای آب
میندازه اونا میپرن سمت نور و میفتن روی خاک ....
اونقدر بال بال میزنن که.......
بانو ....رحمی!!!
 
پی نوشت1)
بارالها
چه زنده اند با تو ....
مثل ماهی میان یک دریا ...
تو بزرگی و نزدیک
تا که لمست کنند کوچک ها ...
 
پی نوشت 2)
ببین تو باید یاد بگیری که بازیگر خدا باشی ...
چه کار داری که تماشاگرا کی ان؟ یا مشتی حسن و مش قربون چی
میگ

ادامه مطلب  

 

بانو من بلد نیستم مثل این شهدا باهات حرف بزنم ....من بلد نیستم مثل برونسی عاشقت باشم ...گریه های من کجا؟خاک های کوشک کجا؟بانو گریه برای تو خاک رو زنده میکنه مگه نه؟؟؟ خوب منم  از خاکم بانو خسته ام ...مگه تو قول نداده بودی که ما رو زنده کنی؟؟؟بانو ساعت ها از نیمه شب گذشته و من میترسم بخوابم ...میترسم صبخ که بیدار میشم هنوز مرده باشم .........میترسم بیدار شم و از غسل و کفن شبانه جا بمونم ...بانو ...بانو... بانو باز شده ام شبیه آن عنکبوت ...باز داستان تارها

ادامه مطلب  

سال نیکو از بهارش پیداست !  

برم سر اصل مطلب ، سال نو مبارک ، سال فرهنگ و اقتصاد و عزم ملی و مدیریت جهادی بر همتون مبارک ، اولین پیامی که دقیقا بعد از سال تحویل واسم اومد ، پیام ارمین م بود ، نوشته بود سید مطالب رو واست ایمیل کردم ، احمد هم اولین ادمی بود که به غیر دیدیم ، امروز عصر هم رفتیم تپه نور و الشهدا و فاتحه بر قبور شهدا گمنام خواندیم . روز خوبی بود ، بانو نمی دانم الان کجایی ولی هر کجا که هستی دست خدا پشت و پناهت  . مهربان بانو من ، سال نوت مبارک . الان فاطمیه است ، خدا

ادامه مطلب  

بولوت قارا چورلو(صمد؟!)  

صمد!
نه یازیم صمد؟!
دنلی خرمنیمین یانماسین یازیم؟!
سرین سو کوزه مین جالانماسین یازیم؟!
داغلی سینه مین آلوولانماسین یازیم؟!
من سنه نه یازیم صمد؟
 
حسرتیمی کیم یاخاجاق؟
گؤز یاشیما کیم باخاجاق؟
 آراز؟
یئنه ده آخاجاق!
صمد!
کیمی چاغیرم؟
صمه...........د!
سؤیله منه ،سؤیله آراز؟
نه دن بیزله اولدون بیله آراز؟
کسدین ایکی قارداش آراسین.
بوغدون ائلیمین ده یرلی بالاسین.
بسدیر!
 بس.................دیر!
قوربانیمی قبول ائیله آراز.

ادامه مطلب  

ضرب المثل فوت کوزه گری  

 
ضرب المثل فوت کوزه گری
استاد کوزه گری بود که خیلی با تجربه بود و کوزه های لعابی که می ساخت خیلی مشتری داشت .شاگردی نزد وی کار می کرد که زرنگ بود و استاد به او علاقه داشت و تمام تجربه های کاری خود را به او یاد داد .شاگرد وقتی تمام کارها را یاد گرفت . شروع به ایراد گرفتن کرد و گفت مزد من کم است . و کم کم زمزمه کرد که من می توانم بروم و برای خودم کارگاهی راه اندازی کنم و کلی فایده ببرم .هرچه استاد کوزه گر از او خواهش کرد مدتی دیگر نزد او بماند تا شاگرد

ادامه مطلب  

درد و دل  

هیچ مردی لیاقت اینو نداره که خودتو به خاطرش فدا کنی..اینو نوشتم که یادم باشه... خدای من اون دیگه چطور ادمی بود...چرا من هیچیو نمی دیدم ...داشتم خر میشدم...خدایا شکرت که این بارم کمکم کردی که تو دردسر نیفتم....با چارتا دوست دارم مزخرف و صدای قشنگش میخواست منو خر منه...مردک عوضی...شعراشم ارزونیه خودش...وقتی یاده حرفاش میفتم گریم میگیره...فقط به تو میگم بانو....! چون بانو خیلی ارزش داره...اره جون خودش...کی از من ساده تر ؟!! اون گرگ بارون دیده بود....منه ساده هم

ادامه مطلب  

بعد از تو  

 بعد از تو از هر قطره باران بدم آمداز جاده های ابریِ گرگان بدم آمدگفتم که پا خوردی و زیبایی ! ولی ... بانو !بعد از تو من از قالی کرمان بدم آمدچشمان تو هم رنگِ جنگل های انبوهندبعد از تو از سرسبزیِ گیلان بدم آمدبعد از تو از هر کس که می خندید ، رنجیدماز پسته خندان رفسنجان بدم آمدتو خاطرات زیرِ باران با خودت داریبعد از تو ، من از عشق ... از باران ... بدم آمد" حسن حسن پور "

ادامه مطلب  

سفره هفت سین با ظروف سنتی  

 تزیین سفره هفت سین با ظروف سنتی
گندم ، عدس یا ماش را بعد از خیس کردن هنگامی که شروع به جوانه زدن
میکند روی یک کوزه بلند که قبلا با جوراب روی آن را پوشانده ایم قرار
میدهیم تا کاملا سطح آن با جوانه ها پر شود و بر روی آن شکل گرفته و رشد
نمایند. حتما باید مرتب کوزه را نم دار و در جایی که کمی حرارت بالاتر از
هوای نرمال اتاق باشد نگهداری شود تا سبزه ها رشد خوبی پیدا کنند...

سفره آرایی و میوه آرایی-تزیین سفره هفت سین با ظروف سنتی میتوانید
از چند ظرف س

ادامه مطلب  

 

بانو هر وقت دلتنگت می شدمبه پنجره ی اتاقت خیره می شدمگاه گاهی پشت پنجره می امدیموهایت ماننده امواج دریـــا بـــودزیبا بـــود پـــریشونـــم مــی کـــردبانـــو دیگر پشت پنجره نمی ایـــیاز تو خبری نیست یادم نمی اید کی رفتیبانو دلم برای چراغ ابی رنگ اتاقت تنگ شدهچه شبی شیکی میشد با چراغ ابی اتــاقتبانـــو دیگر نیستی پشـــت پنجره نمی ایـــیدیگر چراغ ابی رنگ اتاق تو شبا روش نیستاه بـــانـــو خروار خروار خـــاطره اینجا گذاشتیبانو رفتی کاش م

ادامه مطلب  

بانو گودیوا  

ماجرای پادشاهی که به زنش گفت لخت در شهر بچرخ تا مالیات را کم کنم

همسر دوک کاونتری انگلیس زنی خیلی محبوب و محترم بود. وقتی ظلم شوهر و
مالیات سنگینی که باعث بدبختی مردم شده بود،را مشاهده کرد، اصرار زیادی کرد
به شوهرش که مالیات رو کم کنه ولی شوهرش از این کار سرباز می‌زد. بالاخره
شوهرش یه شرط گذاشت، گفت اگر بر هنه دور تا دور شهر بگردی من مالیات رو کم می کنم. گودیوا قبول می‌کنه.
خبرش در شهر می‌پیچد، گودیوا سوار یک اسب در حالی که همه‌ی پوشش بدن

ادامه مطلب  

ختم قرآن آبان  

به نام خدا ختم قران آبان ماه                                 بهار(جز اول)                                   نیلوفر(جزیازدهم)                                          ستاریکا(جز21)بهار(جز دوم)                                   بی to(جزدوازدهم)                                       ستاریکا(جز22)مهدیه(جزسوم)                               صداقت(جزسیزدهم)                                       مریم(جز23)الهه(جزچهارم)           

ادامه مطلب  

در کارگه کوزه  

دوستان متنی که
خدمتتون گزاردم اندک است و می طلبد که خودتان نیز بر آن تفکری بی افزاید .
در کارگه کوزه
گری رفتم دوش
دیدم دوهزار
کوزه گویا و خموش
نا گاه یکی
کوزه بر آورد خروش
کو کوزه گر و
کوزه خر و کوزه فروش
خیام درین
رباعی به گذر زمان و مرگی که در کمین انسانهاست اشاره دارد . ادمیان می آیند و هر
کدام از خود اثری به جا میگذارند و میمیرند .آنچه ساخته اند یا خریده اند یا فروخته
اند می ماند اما صاحبانشان آنچنان از دنیا رخت بر بسته اند که گویی نبوده اند.

ادامه مطلب  

متن ترانه لیلی  

 Goord jeyranim aslaan dishimگرگ آهوی من شیرزنم Sansiz yashdir jozoom ishimبی تو چشمم و کارم زار استGal bir korpa sanjag oloomبیا تا یک سنجاق نوزاد بشمSootool sinava ilishimبه سینه ی تو وصل شمmanim yarim galip mana chaatar bir goonیار من یه روز میاد به من می رسهtanhaligi galip manda attar birgoonتنهاییشو میاره در من جا می زارهdoorar manan oturoop yaatar bir goonبا من بلند میشه، میشینه، می خوابهna oolaar na oolaarr na oolar bir goonچی میشه چی میشه چی میشه یه روزna oolaar na oolaarr na oolar bir goon(hoch)siisga agashlaarدرختای لاغر مردنیjillaaz noodanlarناودان های استخونیasgih gazmalarپلیسا

ادامه مطلب  

مادرم...  

بمیرم برات مادر مهربونماگه تموم سال روضه ت به پا باشه مشکی میپوشم و زار میزنم......امسال پیرهن عید من اینه رنگ چادر خاکیت مادرم......           سلام پسرک آرزوهام...عید امسال مصادف شده با ایام فاطمیه... سرور تمام بانوان...پسرکم... بانو فاطمه (س) فرزند پیامبر بزرگوارمون محمد (ص) و همسر امام اول ما شیعیان علی (ع) [ همون اسمی که برات در نظر دارم ] و مادر امام حسن و حسین (ع) و بانو زینب هستند...راستی اسم مامانی هم یکی از القاب این بانوی بزرگواره...منبع: http://bahamhast

ادامه مطلب  

 

درود بانو
همین طور یک دفعه هوس کردم یک اهنگ دلنشین از معین گوش کنمانقدر برایم زیبا بود گفتم الا و بلا باید با تو لذتش را تقسیم کنمبانو این چند روزه حسابی بدهکارت شده ام و مدیونتامیدوارم بتوانم جبران کنمخوشحالم با انسانی اشنا شده ام و انسانی را دوست دارم که تمامی شعار های من برایش شعور میباشد و دیگر از مرحله شعار دادن گذشته استبانو این ترانه معین را خیلی دوست دارمالبته بخشی از انرا سانسور کردم که بی احترامی نشودامید وارم جناب معبن!!! و تو مرا

ادامه مطلب  

 

درود بانو
بازهم این استاد نیامد
بازهم من به شدت دلم تنگ شد برایت که رفتی سر کلاس
. بازهم گفتم برایت بنویسم
بازهم!!!!!نه اولین بار بود که میدیدم
موهایت زیبا شده است بانو
لاک انگشتانت خوب شده است
اما.
اما
.
.
.
چشمانت همان دلفریبی را دارد که دارد
بانو
چشمانت رمان هزار و یک شب است
که با هر پلک زدنت
هزار بار تجدید چاپ میشود
خودمانیم من هم با این وبلاگ در پیت خودم
چه منتی
سر تو می گذارم
بانو
چه از تو دورم کرده‌اند کلمات!
 
کاش جای این‌همه شعر
فقط نوشته ب

ادامه مطلب  

من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم...  

امشب با نازنین بانویم حرف زدم. همه چیز برگشت به همان روزهای خوش و عاشقانه گذشته :)قرار گذاشتیم به زودی در «ژنو» نشستی داشته باشیم و توافق نامه‌ای امضا کنیم برای حل پاره‌ای موضوعات.موضوعات مورد بحث:1. برطرف کردن دلتنگی های نازنین بانو2.  برطرف کردن دلتنگی های نازنین بانو3.  برطرف کردن دلتنگی های نازنین بانو4.  برطرف کردن دلتنگی های منتو5.  برطرف کردن دلتنگی های منتو6.  برطرف کردن دلتنگی های منتوپ.نخدا را شکر مسأله بزرگ دیگری نداریم غیر از ای

ادامه مطلب  

از کاستی های خود نهراسیم........  

یک پیرزن روستایی دو کوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد . یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت . هر بار که پیرزن پس از پر کردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود . دو سال تمام ، هر روز پیرزن این کار را انجا

ادامه مطلب  

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش  

در میان قالب های شعر فارسی ، رباعی یکی از قالب های اصیل
ایرانی است که کمتر مورد استقبال شاعران قرار گرفته است . رباعی از کلمه رباع به
معنای «چهارتایی» گرفته شده و چهار مصراع دارد که بر وزن لا حول ولا قوه الا بالله
است . رباعی ها یا مضمونی عاشقانه دارند مثل رباعی های رودکی یا مضمونی صوفیانه
دارند مانند رباعی های ابوسعید ابوالخیر ، عطار و مولانا . اما معروفترین رباعی
های ادبیات ایران رباعیات خیام است که مضمونی فلسفی دارد .
برخلاف آنچه که در داخ

ادامه مطلب  

حواست باشد بانو  

امروز شیطان شدی…………چشم های پسران را؛فردایی زود…….شیطان می شوند هزاران چشم……دل همسرت را؛حواست باشد بانو!چیزی که عوض دارد گله ندارد!
 
——————————---—————————————الخبیثات للخبیثین والخبیثون للخبیثات.والطیبات للطیبین والطیبون لطیبات…سوره ی مبارکه نور ـ آیه ۲۶

ادامه مطلب  

بهار  

زندگی کوزه رنگین هست،آب این کوزه گهی تلخ شور و گهی شیرین است.زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته استتا در آن دوست نباشد همه درها بسته است.عید شما مبارک@----------------------------------------------------------------------------------گندم های هفت سین به گندم های آسیاب گفتند:قصه ما گرچه نان نداشت اما پایانی سبز داشت.پایان امسالت سبز باد.-----------------------------------------------------------------------------------بهار بهتربن بهانه برای زیستن است.آغاز بهترین بهانه و آغاز بهار بر شما مبارک...................................................

ادامه مطلب  

حسه خوب رهایی ................  

از پله های  آجری زیر زمین پایین میروم ...از پنجره  هایی که با شیشه های
رنگی پوشیده شده ...تشعشعات نور آفتاب  با خطوطی در امتداد موازی روی
اثاثیه ی قدیمی و خاک خورده ی زیر زمین تابیده و روشنایی خفیفی ایجاد
میکند ..نگاه میکنم ..همه جا تار بسته ....اینور و آنور .....
تعدادی کوزه های رنگی خاک گرفته روی طاقچه ی کنار دیوار توجه ام را بخود
جلب میکند به طرفشون کشیده میشوم....کوزه های گلی رنگی ...رنگ
لعابدار ...اولین کوزه را بر میدارم ....درست یادم نمیاد چه رنگی

ادامه مطلب  

بانو  

بانو!کسای تو چقدر گسترده است. چقدر عظمت داری که کسای تو با آن عظمت اذن تو را می طلبد و بهترین های عالم را زیر بال و پر می گیرد.بانو!مشام می خواهد که عطر بهترین ها را از دستان پرمهرت، از سایه سار عظمت و قدر و منزلت تو فهم کند....ما را دریاب...

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1